کاش میشد پرنده بودیم توی دست آسمون
تا برای هم میساختیم از پرامون آشیون
من برای تو میساختم سقفی از بال و پرم
تو می ذاشتی عاشقونه پرتو زیر سرم
تو فقط باید بمونی ای پناه آخرم
تا که پرپر نشه بی تو همه ی بال و پرم
نگو این فقط یه خوابه،منو تو پرنده نیستیم
ما میتونیم از محبت با هم آسمون بسازیم
حتی با دستهای خالی باهم آشیون بسازیم
و ساختیم آشیون تا باهم باشیم و
بازم عاشق هم بمونیم

--------------------------------

من....تو....خدا...و یک دنیا عشق!

برای قدم گذاشتن در راه لیلی و مجنون کافیست!!!!!!!

پس اینجا آشیون لیلی و مجنونیه که واقعا
برا هم میمیرن.۳ساله همدیگرو
میشناسن و ۲۴ فروردین عهد میبندن
که واسه همیشه با هم بمونن و برا
بهم رسیدن از هیچ تلاشی دریغ نکنن.
مجنون متولد 64 و از شهر مقدس
مشهده  و لیلی هم متولد 70 و از تبریز.
سرنوشت براشون خیلی بد نوشته.
دوری و عاشقی دردناک ترین قصه ی
این لیلی و مجنونه.ایشالله با تموم
سختیا و مشکلات می جنگن و بهم
می رسن.اون وقته که برا همیشه
پیش هم میمونن و قدر بودن همو
می دونن.

عاشقانه بهم میرسن،همچون
آذرخش میدرخشن و عاشقانه
میمیرن!

>> دعا کنین براشون <<


محمود و نسرین بهار 87



-------------------------------------------



.: آرشـیـو :.
اردیبهشت 1387
خرداد 1387
تیر 1387
مرداد 1387
شهریور 1387

.: آخـرین نـوشـته ها :.
یه پست قدیمی
عشقت شد دلیل بودنم تنها با تو میمونم.
فرشته ی نجات من،دلم هواتو داره
دستهایمان به هم میرسند
فــــــــــــــــــدات
وقتی تو هستی انگار همه نیستند .
تا کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
مث همیشه دلم برات تنگه
کاش
دلتنگتم نازنین


.: وبـلاگهای دوسـتان :.

به نام حضرت عشق
اشکان و روژان
ترانه های عاشقی
انتظار تلخ
سارا و آرش
دفتر عشق نویس
برای کسی که از همه بیشتر دوستش دارم
رقص آتش
دست نوشته های علی
عاشقانه های من و عسلیم
مهربانو و شازده کوچولو
دو هم نفس
روزانه های من و علیرضا
آن سوی خیال
مجنون امام رضا
آسمان غمگین است
هلن عروس هیتاسب
وارش
دل نوشته های ساچلی
عشق بازی آسمون
شازده و شاهزاده
ستاره  شب ها
احسان
دفتر خاطرات یه پشت کنکوری عاشق

.: لـینکهای روزانـه :.

پینگر وبلاگ
آیا شما برای یکدیگر ساخته شده اید؟
آیا معنی زندگی مشترک را درک کرده اید؟
آیا از ارتباطی سالم با همسرتان برخوردارید؟
در چه ماهی باید متولد می شدید؟
طالع بینی
لیست وبلاگ های بروز شده


.: لـوگـوی هم آشـیون :.





.: موسیـقی وبـلاگ :.




Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

بهترین خیالی که توش سیر میکنم خیالیه که تو توش باشی.تو واسه همیشه پیشم باشی.تو کنارم باشی.عاشق هم باشیم.

اول صبح از پیاده رو که میرفتم تا برسم به کتابخونه ، سرمو انداخته بودمو به کاشیهای رنگیش خیره شده بودم.به یه سال بعد این موقعها فکر میکردم که آیا نتیجه ی این همه رفت و برگشتام به کتابخونه و این همه درس خوندن رو خواهم دید یا نه. به اینکه چقدر آدم مث من منتظر اون روز هستن ولی شاید برا اونا این روز فقط یه روز واسه آزمایش کردن هوششون  باشه.هیچ خیالی نیست اگه درنیومدن.فوقش میرن یه دانشگاه دیگه.یا یه شهر دیگه.یا هرچی که شد.ولی من... نه اون روز واسه من روز آزمودن عشق خودمه که واسه رسیدن به عزیزترین کسم چقدر زحمت کشیدم.چقدر تلاش کردم.اون روز برا من خیلی فرق میکنه.برا منی که همه ی عمرم به این یه روز بستگی داره.درسته اگه قسمت باشه هرجوری که بشه به قول مامانم آسمون بیاد زمین ،همه دنیا دست بدست هم بدن نذارن،خدا بخواد همه جوره ،حتی به یه نوع بهترینش ما رو بهم میرسونه.خدا جونمم که دلمو نمیشکنه حتما میخواد.مگه نه؟

 

من ؟ چه خبر از درس خوندنم؟ هیچی ! خبر اینه که عاشق درس خوندن شدم از وقتی عاشق محمودم شدم. هر روز بیشتر از دیروز لذت میبرم از درس خوندن.

میگفت : مگه میشه تو بخونی قبول نشی.مگه شهر هرته.تو قبول نشی پس کیا میشن.تو بخون حتما قبولی!!!

 

وااااااااااای خدا اینا رو میگن تو دلم یه امیدی حس میکنم که هیچ وقت اینجوری نبودم.یه امیدی که میگه : توکل کن بخون نتیجه اش با خداس.خدا که میدونه خوبی نتیجه اش تو اینه من قبول شم.پس...

 

نمیدونین چقدر دلهره دارم از آینده.اینو توام میگفتی.ولی باز من بیشتر.

 

یادته یا علی گفتیم و عشق آغاز شد؟ یادته قول دادیم برا رسیدن بهم از هیچ تلاشی دریغ نکنیم؟ من هنوزم پاش هستم.پس من تموم سعیــــــــــــــــــمو میکنم.

 

دنبال وبلاگای مث وبلاگ ما میگردم.تموم پستاشونو میخونم.بعد آخراش مینویسن تموم دعاهامون براورده شد.ما بهم رسیدیم. آره می بینم حسودیم میشه بهشون. میگم مگه میشه این همه عاشق بهم برسن تویی که تموم هستیمی مال من نشی.

 

من دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم عشقم.

یه دنیاااااااااااااااااااا

اینو میدونستی

پس همیشه هم بدون من واسه خاطرت تموم عمرمو گرو میزارم.تا همه دنیا بفهمن من واسه رسیدن بهت چی میکنم.

 

حیف زیاد نمیتونم بمونم.باید برم.والا میموندم میومدی!

 

دوستم دارم!

 

 


برگی از عاشقانه های نسرین در پنجشنبه 13 تیر 1387 ، ساعت 21:59